ابراهيم عاملي ( موثق )

27

تفسير عاملي ( فارسي )

رسيدند شايسته ترين افراد هستند براى كلمه ى حق و از اين جهت بود كه چسبيده بحقشان كرديم . 3 - در اين سوره براى همراهان پيغمبر به سفر حديبيه ، امتيازاتى چند گفته شده است كه بآيات ديگر قرآن براى كسى به اين اندازه گفته نشده است : 1 - بسه نوبت مشمول سكينه شده‌اند . 2 - در آيت 5 نويد بهشت و پوشاندن بديها داده شده است 3 - بآيت دهم « إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ - الخ » گفته شده است با خدا بيعت كرده‌اند و دست خدا روى دست آنها است 4 - در آيت 18 بجمله ى « رَضِيَ اللَّه عَنِ الْمُؤْمِنِينَ » مشمول رضاى حقّ شده‌اند كه برتر از آن مقامى نيست 5 - در آيت 20 « وَعَدَكُمُ اللَّه - الخ » نويد غنيمت بسيار به آنها داده شده است و جلوگيرى شر دشمن و نمودن راه راست 6 - بآيت آخر معرفى شده‌اند كه بكافران سختگير و بيكدگر مهربان هستند . و نيز نشانه ى عبادت از چهره شان نمودار است و هم مقامشان به آن جا رسيده است كه مورد مثل تورات و انجيل هستند و مانند زراعت پر بركت . پس شايد بتوان گفت كه اين عده ى هزار و چند صد نفر همراهان پيغمبر بالاترين افراد مسلمين بوده‌اند كه براى ديگرى چنين امتيازاتى در قرآن و پايگاه اسلام محفوظ نمانده است و بخصوص جمله هاى « رضي الله عنهم - الخ » و « أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَكانُوا أَحَقَّ - الخ » شايد بفهماند كه اين گروه از رضاى خدا و كلمه ى تقوى جدا نشده‌اند . زيرا رضاى خدا يعنى خوب و پسند و چون از سوى حقّ پسنديده و خوب معرّفى شود قابل تغيير نيست و آن كه خدا از او راضى شد يعنى پسند شدهء در آفرينش است و شايسته ى در وجود است و نيز الزام خداوندى به كلمه ى تقوى يعنى توحيد و يكتا پرستى خميره ى كس بودن و در سرشت فطرت او توحيد قرار دادن كه هرگز از او جدا نمىشود . پس از نظر مفاد اين آيات ناچار بايد تصديق كرد آن عده افراد در زندگى منحرف نشده‌اند و تا دم مرگ پسند خدا بوده‌اند و چسبيده به كلمه ى تقوى ، ولى آيا آنهائى كه بعد از پيغمبر بودند و در انحرافها و دو -